عطر خیس کاهگل
پرحرفی اش خسته ام کرده بود ، حوصله شنیدن صحبت هاش را نداشتم ، توی ذهنم دنبال سوژه ای می گشتم تا درباره آن مطلبی بنویسم که ناگهان پرید تو افکارم و گفت : « حسین آقا ... گل لگد نمی کنم ها ! » و من هم برای دلخوشی اش گفتم : « بله می فرمودید ... دارم گوش می کنم » . دوباره مشغول فکر کردن شدم که یک لحظه کنایه دوستم باعث شد از خودم بپرسم « راستی چرا برخی آدم ها موقع بی توجهی و بی اعتنایی به حرفهشان ، صحبت هاشان را به گل لگد نکردن تعبیر می کنند ؟! ، اصلا گل لگد کردن چه ارتباطی با حرافی ؟! آخر پایمال کردن ...